155

نمیدونم چی بگم . وقتی همه زندگیمو میارم جلو چشمام . وقتی به خودم و آدمایی فکر می کنم که شاید هنوز توو زندگیمن و شایدم دیگه نیستن . . . !

امشب باز کرمم گل کرد . نه فقط امشب . فکر کنم دو شبی باشه . میدونی . . . ، من تشنه ی توجهم . نه توجه هر کسی !! توجه یه نفر خاص ! که دیگه هرگز اونو نمیبینم . هه ! تشنه ی مثه اون بودن ! اه . لعنتی . ازت متنفرم که زندگیم بعد این همه سال ، هنوز درگیر تو هست . تک تک کارا و احمق بازیام یه دلیل داره و اونم عقده ی مثه تو بودنه !! منو باش . هه .

امشب از شدت فشار ی ز زد و با گریه و التماس گفت دیگه نمیکشه . گفت همیشه بی تفاوت بودی . حالا نباش . گفت این مسائل داره به خونوادش کشیده میشه . یکی تکست داده و گفته من بیمارستانم و همه باهم واسه من یازده شب ، پاشدید رفتید اونجا و طرف هر هر بهتون خندیده !! اما وقتی شماررو ازت خواستم همونی که فکر میکردمو دادی . پس شاید تیکه ی آخر یه تحریک بوده !! شاید . . !

نمیدونم . فکر می کردم این فقط منم که دارم لحظه ، لحظه واسه ماه جدید و یه شروع جدید ، جون میدم . اما نه . تو و مه-ا و شاید خیلیای دیگم همین حال و دارن !

شارژ بودم . اما بعد این اتفاقا کلا حالم گرفت ! ما عجب کارمایی واسه هم هستیم . هه ! شاید مال من تموم شد . اما تورو شک دارم !

pn: دلم واست تنگ شده 3+* !!

pn: آهنگ ستاره ی حمید عسکری این روزا نا فرم بم میچسبه .

pn: با من باش gottes !! ازت خواهش می کنم ! (دوست دارم) . از همه این دروغا خسته شدم ! خسته.

     

154

احساس خوب توو این چند روز زیاد داشتم . چون گه گاهی مخم تکون می خوره و یه جور دیگه به دنیام نگا می کنم . این چند روزم از اون گه گاها بود و . . . فعلا هست ! و نمیدونم تا کی ممکنه ادامه پیدا کنه .

دیروز سپ-ه ، برگشت . که وسایلاشو از اون جا بیاره . اما من هنوزم عاشق تنهاییم . ! البته نه به اندازه ی گذشته . زندگی آدما هیچ وقت شبیه روز قبلش نیست . تا بوده همین بوده .

وقتی خوووب فکر می کنم ، میبینم دلیل فکر کرددنم به تو فقط و فقط ، حسادته ! نه هیچ چیز دیگه ای ! من خوب میدونم که عشقو همه جوره توو وجودم کشتم .

امروز زیاد بات حرف زدم € ! توو راست میگی . واسه رسیدن به همه آزادیام و همه آرزوهام ، فقط دو سال دیگه باید صبر کنم . من خیلی خوش بینم . خیلی ! توام این خوش بینی رو توو وجودم دو برابر می کنی و نمیدونم چرا .

انتظارم از آدما زیر خط فقره ! خوبه . مدت ها بود منتظر همچین چیزی بودم .

امشب یه لحظه فکرم رفت سمته یه موضوع . . . اینکه یه روز مه-ا ، بم ز بزنه و بگه : خبر داری : ی و 3+* ،  باهمن !!!هه ! فکرشم دیوونم می کنه . دیوونه تر از همیشه ! نمیدونم اون لحظه چه حالی دارم . اما میدونم که واسم مهم نیست . اما برام خیــلی تکون دهندست . خیلی . خیلی . خیلی ! هه هه هه .

حال حرف زدن ، بیشتر از این ندارم . حتی با اینکه عاشق اینجام ، حوصله اینجا رو هم ندارم . کامنتارو سر فرصت ج میدم .

pn: تو میری و دوباره من ، از بی قراری میگذرم . از شب من رد میشی و از خواب گریه میپرم ! نه تو به من دل میسپری ، نه من شبیه تو میشم . چیزی نمونده از منو دستای مثل آتیشم !!! هـــــــــــــــــــه ! fuck 

(من خودمو پیدا میکنم . . .)

       

153

امشب بازم ما نقش اصلیای بازی باهم بودیم . با خاله اینا . مثه همیشه یکم قدم زدیم و بدم رفتیم شام خوردیم . بهم گفتی به مالزی فکر کن . اینقد تو فکر آلمان نباش . اما تو نمیدونی که من می خوام اونجا از همه بکنم . نه که تورو هم همراه خودم به دوش بکشم . من میرم . شک نکن . بدون تو و نفر سوم . خیلی حرف زدیم . خیلی . گفتی یه وعده حرف زدن با من ، واست از همه اون غذا هایی که جلومون بود با ارزش تره . تو هم واسه من با ارزشی . اما همین جور دورا دور . نگاهای خیره خیرت به من و نفر سوم . خوب تو ذهنم ثبتشون کردم . دیگه نگفتی دوسش دارم . گفتی دوسش داشتم . چندبار داشتمو تکرار کردی . تو سوختی . میدونم . گله کردی . از زنگ نزدنم بت . خیلی فکر کردم که بگم یا نه . اما آخر سر شام یه چیزایی گفتم . ازت پرسیدم تا حالا شده از چیزی فرار کنی ، سرتو تکون دادی . گفتم درسته منم یه پای رفتن بودم اما یاداوریش واسم تلخه . واسه همین وقتی میام بت زنگ بزنم پشیمون میشم . چون حس میکنم می خوام برگردم به دوشال پیش . اول جا خوردی . شاید بد بیانش کردم . اما بد خودتو جمع کردی و دلیل گلتو دوباره برام تکرار کردی و گفتی حداقل بم یه اس بده . حق داشتی . داری . باشه . ازت عذرخواهی کردمو گفتم جبران می کنم . قول میدم جبران کنم . تو واسم مهمی . از همه جا حرف زدیم . منو دیوونه کردی با این منطقت . من عاشق این منطقیم که بعد این همه سال ، تازه شناختمش . گفتی سر فروختن ماشین خیلی نابود شدی . میدونم . گفتی میدونی که دلیلش چی بوده . اما بازم برات سخته . حقم داری . بعد ادامه دادی ، که طرز فکرمو عوض کردم . نشستم فکر کردمو به این نتیجه رسیدم که بهتره توو ذهنم یه جور دیگه حلاجی کنمش . مثلا مجبور شدم ماشینو بفروشمو پولشو خرج تو کنم . خیلی این حرفات واسم قشنگ بود . از نفر سوم گفتی . این که کاش همیشه خرجا نصف میشد . مثه الان . من حرفتو قبول ندارم . اما واقعا فبول دارم که هممون مقصریم . هممون . درمورد شهرام گفتی و این که فکر می کنی دزد دوربینته . هه . نمیدونم چی بگم . توو ماشین ادا دراوردی که یکی بت زنگ زده و نفر چهارمی وجود داره . اما من دیدم که هیچکس پشت خط نبود و همش یه فیلم بود . واسه سوزوندن نفر سوم و خالی کردن عقده و تنفرت . میدونی . اگه دیگه حالت بد نشه هم برنمیگردم . نه . برام با ارزشی . اما برنمیگردم . من الان ، توو این خونه ، آرامش خاصی دارم . یه آرامش صد در صد . اون قدر عمیق که دیگه حتی یه چیز کوچیک که باب میلم نباشه رو هم نممیتونم تحمل کنم . میدونم چندان خوب نیست . اما حداقل از احساسی برخورد کردن سر این قضیه بهتره . دوست دارم . دوسم داری . از یه خونیم . اما ، نمیتونیم باهم باشیم . ما هیچکدوم لیاقت همو نداشتیم . آره

pn: امشب مه-ا گفت دوست دارم . من عجب آشغالیم .

pn: بکس ، منو سرویس نکنید لطفا . اینی که ازش نوشتم عشقمو این جور چیزا نیست . نسبتش با من خیلی خاصه . نه عشق و عاشقیه . نه چیز دیگه . فقط یه نسبته که به دنبالش همیشه حسایی به وجود میاد . همیشه !

152

خاله اینا اومدن . چهارشنبه هم میرن .س-ده ، میمونه اینجا . واسه دانشگاه . نمیدونم خوبه یا بده !

این روزا حوصله هیچیو ندارم . واسه بهونه گرفتن من همه چی مهیاس ! منم که آماده .

بالاخره به دستش اوردم . مه-ا رو ! میدونستم کاری نداره . حداقل واسه من ! از شر ی-ی هم که راحت !!

قلب درد شدیدی دارم . باید وضعمو درست کنم . باید . باید .همتون میگین درکم می کنید و بهتره از اینجا برم . اما من عاشق اینجام . با همه کثافت بودنش ! با این که مجبورم یه سری چیزا رو سانسور کنم . هــــه .

 بذارید یه بار دیگه همتونو روشن کنم : من مثه شماها نیستم ، شماهم مثه من !!!

اون روز دلو زدم به دریا . چند روزی میشه که کلا رویمو عوض کردم . بد نیست .. ! امیدوارم پشیمون نشم . چون اصلا توانشو ندارم .

حرف زیاده . منم که مثه همیشه بی حال . پس بیخیال . ولم کن . کامنتارو سر فرصت ج میدم . فعـ ـــ لـ ــا

    

151

خوب نیستم . خوب نیستم . واقعا داغونم . یه روحیه ی داغون که داره توو لجن زار زندگیش دست و پا میزنه . روحی که اسیر این من شده . بیچاره روح گرفتارم . . .

این روزا مسائلی پیش میاد که باعث میشه خیلی به رفتنم فکر کنم . من واقعا باید از اینجا برم . مخصوصا حالا که دارم با یه سری واقعیتا رو به رو میشم . باید برم . باید ! باید کارامو جور کنم . نمیدونم چرا موسوی جواب نمیده . باید بشینم پاش . من باید از این آدما و این دنیا دور شم . پوچ پوچم !!

یه لحظه متنفر از همه چیز و همه کس . یه لحظه بعد خوشحال و یه کم بعد بی حسِ بی حس !!

خیلی مزخرفه که همه زندگیت لنگه چهار میلیون پول شه . . . ، اما مهم نیست . من بش میرسم . به همه چیزایی که حقمه . الان اوضاع این جوریه . ، اما همیشه این جوری نمیمونه !

بهترین قسمتش ، یا شایدم تلخ ترین قسمتش اینه که آدمای حقیقی رو توو ذهن و وجودت دروغی ببینی . و کم کم همرو فراموش کنی و اونا هم متقابلا تورو .!  واین واقعا سخته که هرگز به اونایی که دوسشون داری ، نگی احساستو . . . !!

به همین سادگی . شایدم برعکس . ! به همین سختی و پیچیدگی .!!                  نمیدونم .هیچی نمیدونم . . .

          

150

دور شــ ـیــ ـن از مـن ، عــ ـ شــ ـقـ ـای پوشـــالی . دور شـیـن از مـ ـــن ، حـ ــســای توو خـالـــ ـ ـی .

امروز یه خط جدید گرفتم . واسه همه بهتره . به خصوص واسه خودم .از خودم سوال می کنم ، الان خوبم ؟! نمی دونم . شاید کمی خوب ، با اسانس تلخ قهوه !!  تو چی فکر می کنی   . . .! - هه . از من نپرس !!

دلم ردبول خنک می خواد . با یه مزه ی درست حسابی . . ! مثه گوشت انسان .! میفهمی که چی می گم ؟! آره . میفهمی . این موقع شب ، دل خیلیا همینو می خواد !!! شایدم بهتر باشه جای ردبول ، جانی واکر بری بالا !! آره . این خیلی بهتره . طرفای صبحم ، بشینی آفتابو نگا کنی و دودِ چند نخ سیگارو بکنی توو وجودتو کم کم بری توو کما !! هه .

نـ ـ گــ ـران نباش . گـــ ـ ـوشت تورو نمی خـــ ـ ــــ ـــوام !!!   !!!

pn : همون موقع که از کما درومدم ، جواب کامنتارو میدم .

 

149

این آبـــ ـ ـ ــ ، اومــ ــدو هـــ ـ ـرچـی که بـــ ـ ــود بـــ ـ  ــــرد !!

اصلا خوب نیستم . اصلا . انگیزم مثه همیشه چیزی نیست جز ، پوچی .. !همش می خوابم . همش بی حوصلم و قیافم شده عین این معتادا .

سه روز خاموش کردم . از بقیه کنار کشیدن و خیلی دوست دارم . خیلی ! مخصوصا تو این حال و هوام .

معلوم نیست تو زندگی قبلیم چه غلطی کردم که تو ول کنم نیستی و منم ول کن تو . . . ! فقط امیدوارم فردا منطقی رفتار کنم .  امیدوارمـــ ـــــ ـــــــــ ــ ـ ــــــ ـ !!!

pn: هیچی سر جاش نیست . ( مثه همیشه) . پس چرا عادت نکردم . . .

  

  

148

فکر نمی کنم زیاد خوب باشم . دیشب همش کابوس می دیدم . هر چیزی که تو وجودم از مواجه شدن باش می ترسم جلوم ظاهر شد . هه .مثه همون سری . توو لونه !

همه چی مانع خوب بودنم می شه . تو امروزم مجبور بودی بری سر کار و من بیشتر تنهایی رو حس می کنم .

صبح . . و تنهایی . ظهر و تنهایی . عصر شاید بهتر و دوباره . . ، شب و تنهایی !!!دیگه بش عادت کردم . به این دل مردگی ! هه . من چه قد بیش از حد توو دارم .

آره رضا جون . منم خسته شدم بس که دلم رنجید و خندیدم !! هه . ی . . . ، تو شدی دیوار کوتاهه من .من همه چیو سر تو خالی کردم . به درک . می دونی .. .

توام کم به من گند نزدی . مهم نیست ! امشب نزدیک بود با یه اشاره همه زندگیمو بریزم روو دایره .چه خوب که نذاشتی !! و البته که ازت بدم میاد .

این مدت از همه بیزار شدم . درست مثه همیشه !! شاید این احساس متقابل باشه . چه اهمیتی واسه من داره!!

اون روز در کمدو باز کردم و اون آلبوم لعنتی رو کشیدم بیرون . اصلا یادم نبود تو توشی !عب نداره . شاید یه کم دل تنگیم برطرف شه . می دونی . . ، واقعا پشیمونم که همه چیو دادم بت . منه خر!

بی خیال !! واقعا دیگه توانشو ندارم . من از همتون کشیدم کنار !! مهم نیست . مهم نیست . .. . ــ گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جدا شه !! !! .   ..    ...            ....    . . .        . .       مـ ــی دونـ ـم .

 

147

چرا روح ماباید اسیر این تن باشد ؟!تنی که لیاقت این روح را ندارد .تنی که علت اکثر اشتباهات است .تنی که باعث قضاوت ما می شود .

اگر این تن وجود نداشت خیلی از روابط به اشتباه با عشق مقایسه نمیشد .اگر این تن نبود ما را از روی ظاهر و جنسیتمان برداشت نمی کردند .

آدمها در خیابان ها راه می روند و نگاه هم می کنند :واای . چه خوشکله . وااای . چه زشته . اونو . . کجه . راسه . فلجه .!!

اینها حرف هایی هست که ما آدم ها خیلی زود در یک نگاه با آنها روح بیچاره ی آدم ها را توبیخ می کنیم .

چه بسا که همان زشت ترین ظاهر ، زیباترین روح را داشته باشد . و بالعکس .

اگر این تن نبود شاید همه چیز جور دیگری بود .!اما . . .ما مجبوریم این تن را دوست داشته باشیم . تا آن هم متقابلا ما را دوست داشته باشد .

 این قانون بودن است .چرا که اگر این تن نبود ما ارزش این روح سخاوتمند و پر پیچ و خم را هرگز نمی فهمیدیم . حداقل من.