فکر نمی کنم زیاد خوب باشم . دیشب همش کابوس می دیدم . هر چیزی که تو وجودم از مواجه شدن باش می ترسم جلوم ظاهر شد . هه .مثه همون سری . توو لونه !

همه چی مانع خوب بودنم می شه . تو امروزم مجبور بودی بری سر کار و من بیشتر تنهایی رو حس می کنم .

صبح . . و تنهایی . ظهر و تنهایی . عصر شاید بهتر و دوباره . . ، شب و تنهایی !!!دیگه بش عادت کردم . به این دل مردگی ! هه . من چه قد بیش از حد توو دارم .

آره رضا جون . منم خسته شدم بس که دلم رنجید و خندیدم !! هه . ی . . . ، تو شدی دیوار کوتاهه من .من همه چیو سر تو خالی کردم . به درک . می دونی .. .

توام کم به من گند نزدی . مهم نیست ! امشب نزدیک بود با یه اشاره همه زندگیمو بریزم روو دایره .چه خوب که نذاشتی !! و البته که ازت بدم میاد .

این مدت از همه بیزار شدم . درست مثه همیشه !! شاید این احساس متقابل باشه . چه اهمیتی واسه من داره!!

اون روز در کمدو باز کردم و اون آلبوم لعنتی رو کشیدم بیرون . اصلا یادم نبود تو توشی !عب نداره . شاید یه کم دل تنگیم برطرف شه . می دونی . . ، واقعا پشیمونم که همه چیو دادم بت . منه خر!

بی خیال !! واقعا دیگه توانشو ندارم . من از همتون کشیدم کنار !! مهم نیست . مهم نیست . .. . ــ گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جدا شه !! !! .   ..    ...            ....    . . .        . .       مـ ــی دونـ ـم .