159

انگار خیلی وقتِ نیومدم اینجا . . . ! تقریبا همه چیزو فراموش کردم . وقتی یادم نمیاد خودم کیم ، صد در صد تورو هم یادم نمیاد . میدونی که چی میگم ؟! روزامو شب میکنم . با هزار جور اعصاب خوردی و مسائل همیشگی . تو دوباره دیوونه شدی . همه چی بخاطره شکوفه ی کثافت بهم ریخت . روابطمون خراب شد و حالام تو دیوونه شدی . یه روز اون هرزرو تیکه تیکه میکنم . اون حروم زاده ی بی پدرو میکشم .میکشم !! !!

وقتی آدم وارد یه جای جدید میشه مطمئنا یکم ضربه می خوره و کم میاره . الان همچین شرایطی دارم . امیدوارم زود بکشم بالا و حداقل این یه مورد درست شه. آwgl/k ، هم اومد !! اخلاقامون خیلی شبیه همه . واسه همینم اصلا باهم نمیسازیم . دوتا آدمه مغرور خوردیم به پست هم . اما جدا متظاهرای خوبی هستیم !!! هرکی ندونه فکر میکنه خیلی باهم فابیم ! هه .!! من چشم دیدنتم ندارم !!!

یه آدم جدید پیدا کردم .{:3kآ۵آ دارم مخشو میزنم . !!هه . ! ی هنوز هست و مثه همیشه به گه زدنش توو اعصابم ادامه میده . مه-ا هم که راحتش کردم . !! بمونه که چی شد و. . . ، من هیچ وقت حوصله ندارم !!

یه سری چیزا هست که باید به وقتش حتما اینجا راجع بهش بنویسم . !!        تا اون موقع ، فـــ ـ ــــعــــ ـ ــلـــــ ا

158

-- چرا میگی بدبخت ؟! مگه چیمه کمتر ؟! واسه بقیه نقاب زدم . ولی هرشب وقتی که درش میارم پر اشکم . چون بی هویت یه روز کاملو گشتم !!--

نابودم . از همیشه بیشتر . فکر میکنم یه هفته ای هست که بیشتر از همیشه به تهِ خط رسیدم . من چیز زیادی نمیخوام . فقط میخوام باشم . مثه بقیه آدما . مثه همه . میخوام زندگی کنم . نیازی به درک شدن ندارم . نیاز به راه حل دارم . کمک میخوام . پول میخوام . بودن میخوام . آخ . دلم خیلی واسه خودم تنگ شده . خیلی . دیگه حتی تظاهرم نمی کنم . دیگه هیچی واسه از دست دادن ندارم . دیگه از این خردتر وجود نداره . نمیدونم تا چه قد دیگه با این شرایطم دووم میارم . . .

pn: شکر-ن.ب !! تو چه قد غیر قابل نفوذی . خیلی واسم قابل احترامی . دلم میخواد ازت بدونم. دلم میخواد جزئی از زندگیت باشم . اما هرگز همچین اتفاقی نمیفته . نه من جسارتشو دارم و نه تو میتونی باورم کنی . با همه اینا میخوامت و برام قابل ستایشی . زیااااد . (من آدمای زجر کشیده مثه خودمو دوست دارم) ! مثه تو !!

- حوصله بیشتر از این گفتنو ندارم . خیلی پرم . از کدوم بگم !!! -                   تا بعد

157

همه چی یه دفعه عوض شد ! انگار این نظر کرده ها ! هه . اینا همش حقیقته . دیگه اثری از منو آدمای گذشته نیست . گرچه گاهی وقتا اسم یه سری از اون آدما رو میشنوم . اما خیلی بهتر از دیدن مداومشونه !

با جو گیر شدنمو تکستام به ی ، انگار از خواب بیدار شدم . انگار تازه فهمیدم دارم وسط چه نامردایی میگردم ! حتی خود ی ! و البته مه-ا ! با همه بهم زدم و فکر میکنم فعلا نیاز به استراحت دادن به خودم دارم . و همین کارو هم میکنم .

امشب خیلی حرفا داشتم . اما . . .    دیگه مهم نیست. شاید دیگه کمتر بیام . اما حتما سر فرصت کامنتارو ج میدم .                          فــ ـ  ـ  ـــعـــ ـ ـــ لـــ ـ ــا

156

مهر . . ، اومد . حال و هواشو دوست دارم ! اما امشبو نه . امشبو اصلا دوست ندارم . از همه متنفرم . از همه . نمیخوام مدام به گذشته و دیروزام فکر کنم و اذیت شم . هرچند که لحظه های قشنگم قاطیش بوده . دلم میخواد همه حافظمو آتیش بزنم و خاکسترشو هم بفرستم هوا تا از همه این فکرا  راحت شم . اما حافظه مثه کاغذ نیست . نه میشه توو دست گرفتش ، نه میشه اتیشش زد !!

از این صداها و قیافه ها متنفرم . متنفر . اما خوبیش اینه به اندازه ی گذشته گند نیست . حداقل الان یه جا دیگم . نه قاطی گذشته و آدماش ! تا حدودی .. !

از عشق و علاقه ی یه طرفه متنفرم و خودمو سرزنش میکنم که دلو زدم به دریا !! منه لعنتی .

شاید بهتر باشه بخوابم و امشب و تموم کنم . امشب به اندازه یک ساعت خوب بود . همون موقعی که حا-ه ، ز زد و درمورد امسال گفت و شکری-ن و نظ-ی و این چیزا ! هه .

بیخیال ! حرف بیشتر آزارم میده . خفه شدن آرام بخش تره !

pn: میدونم دارم این چرندیاتمو جذب میکنم. اما . . ، نمیدونم ! حوصله ندارم.(سعی میکنم خوب شم)

pn: سرما خوردم . توو این دنیا هیچ کس گرسنه نمیمونه ! یا همه سرما میخورن ، یا روزی چند وعده گول !!