167
با ز.احمد نشسته بودیم . بحث شد سر اینکه توو دو سال آینده چه قد زندگیامون تغییر میکنه . هه . دلم بدجور گرفت . آره زندگیامون عوض میشه . اما دلم نمیخواد بش فکر کنم . چون من مثه اونو بقیه نیستم . اون چیزی که اونا به اسمه آرامش میشناسنشو من آرامش نمیدونم . خواسته ی من چیز دیگه ایه . نه چیزی که اکثر هم سنام و هم جنسامو دوروبریام میخوان ..! میترسم از اینکه کار رفتنم اونجوری که فکر میکنم نشه . میترسم . خیلی میترسم . اما رهاش کردم . میذارم بگذره . خودش اگه قرار باشه جور بشه ، میشه ! اما تلاشمو میکنم . ! زمان که بگذره حال منم بهتر میشه . هنوز مونده تا خودمو کاملا بشناسم . !
€ وقتی ز میزنی عصبی میشم . چرا؟! .. نمیدونم . شاید خاطرات سه نفرمونه . شاید این جدایی دو سه سالست که میره روو اعصابم . نمیدونم . اما ازت فراریم . این اصلا خوب نیست . تو € هستی . نه یه آدمه عادی . نه یه دوست . تو خودمی . خونمی . از توام ! اما دست خودم نیست . فقط لطفا بهم گیر نده . هه . مُردم از بس که دروغی بت گفتم خواب بودم !!
واسه اون سه روز مسافرت اخر ماه خیلی نگرانم . فقط امیدوارم خوب بگذره و با آآآآرامـــش !! باید بیشتر روو خودم کار کنم .
دیشب اکثر چیزایی که لازم بودو بت گفتم . گفتی چیزی عوض نشده . منم اینو میدونم . اما الان بهترم . از مخفی بودن خسته شدم و این خستگی ارزششو نداره .! اعتمادو دوست ندارم . نداشتم و نخواهم داشت . ! اما به تو اعتماد دارم . هه ! من دیوونم . فقط همین ! ...
این روزا دلم خیلی پره . خیلی . اما مثه همیشم . هه . حوصله نداشتن ، همیشه باهامه !! کاملا اصلیتمو نشون میده !! :دی
میخوام خوب باشم . دیگه بسه . دیگه بسه این همه از دست دادن . از دست دادن زمان . از دست دادن روزام . لحظه هام . خنده هام . ! دیگه ارزششو نداره . من باید با من زندگی کنم . دیگه دنبال منه دیگه ای نمیگردم !!! فقـــــط مـــیـــ خـــ وامـــ خـــــــــــــــــــــــــ ـــ ـــــ ـ ـــوووووبـــ ــ ـــــــــــــــــــــ باشمـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـ ــ !!! خوبه خوووب ! بدون سیگار و کردن و لاس زدن و دپرسی واسه یه مشت رویا پردازی . میخوام همینی که هستم باشم . میخوام زندگی کنم . !! همین ! اونی همرام میمونه که منو واسه اینی که هستم بخواد !!
ایــ ــ ـــــ ــن مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن ! . ..
It's true, we're all a little insane+