206
اون شب تصمیم گرفتم زودتر بخوابم .. اما تمام شبو تا صب(ح) آهنگ گوش دادم و اشک ریختمو چرند تو نتم نوشتم .. به خودم میگفتم وقتی فردا بیدار شدم باید بنویسمشون.. هه! .. حال روحیم جالب نی . همچنان حس میکنم به عقب برگشتم .. میخوام تورو هم فراموش کنم . مثه همه قبلیا.. مثه خودم.. (نفس میکشم).. میدونی .. دلم بد واسه خودم تنگ شده . روزایی که تنها بودم دلم یه عالمه ادم دورم میخواست . اما الان که دورم شلوغه.. هه. دلم میخواد فقط تنهااا باشم . تنهای تنها . بی هیچ صدایی. بی هیچ آدمی . میدونم این حرفام خوب نی . اما .. نمیدونم . ادما جدا شرایطشون هزار جورم که عوض شه باز ازش راضی نیستن . سرعت تایپ فارسیم کم شده .. مزخرفه!.. وقتی اونشب فیلم بیستو دیدم و اینکه دیدم ادمایی هستن که مثل من مشکل قرینگی دارن اونم وخیم درست عین من... یه چیزی توم شکست.. حس کردم .. من همه این مدت فقط فک میکردم خوبم .. اما.. جور دیگه اای نابود شدم ..!! هه.. ! پنج ش نتیجه ها میاد نگرانم .. نمیدونم چی میشه . فقط میخوام خوب باشه . ازش راضی باشم . .تو فکرم.. داشتم به این فک میکردم که تا پنج ش بشه ب.ب ز میزنه که یالا مشخصاتتو بده برم ببینم . و..باز بحثمون میشه . نمیدونم شاید حق داره بره ببینه ..اما میدونی اگه اینقد دهن لق نبودو کل آمار آدمو به خونواده جن.دش نمیداد میشد درکش کرد یکم!!.. همین روزا باید گ.ل.ر رو دعوت کنم خونه .. حسش نی !! .. بعد اون شب با م.م کلی حرف زدیم شاید تنها کسیه که بش اعتماد دارم و رااااحت باش حرف میزنم .. اون همه چیزمه... مثه من که واسه اون همه چیزم..! باش میشه راجع به همچی حرف زد.. ! .. تازگیا خیلی تو نخ س. ز. با م. هستم . یه جورایی فک میکنم شاید جدی خوبه .. ! خیلی فک کردم که این حسا فکرا ا کجا نشعت میگیره .. و.. آؤه . پیداش کردم .. از من . از تو هایی که بام بودن و همیشه من اون ماشین بودم و هیچ وقت ا. نشدم . با م. که حرف زدم میگفت منم هرگز نشدم ..!!! میگفت توام مثه منی .. نمیدونم . هرچی که هست این موضوع اذیتم میکنه . اینکه واسه همچین دلایلی رفتم تو همچین فکرای لعنتی ای ..!! گوشام دوباره مشکل پیدا کرده .. ! اه ! .. با م. راجع به اینم حرف زدم که میتونم دردایی که ممکنه داشته باشمو حس کنم . یا یه چیزایی رو قبل ا اتفاقش حس کنم که چه حالی داره.. راستش .. فقط خودم منظور خودمو میفهمم... یا مثلا .. توجه به جزئیات .. !!! گاهی جدا ازار دهندست !
pn: کلاس م.ق.ی خیلی عالیه. یه حال خوبیه .. پر انرژیم میکنه . مثه روزای اول کلاس المانی .. فقط واقعا ارزو میکنم تا تش برم و علاقم ادامه پیدا کنه !
pn: خاطرات تو از یاد من نمیره . کسی دیگه عشق و یاد من نمیده ! / وقتی پیش توام یه ادم دیگم .. وقتی تو با منی من تو یه عالم دیگم ..! هه
pn:چای خور شدم . جا قهوه ! .. منم خیانت میکنم !! هه!!..
pn: هرچی آدما بم نزدیک تر میشن بیشتر ازشون دور میشم.. (ز من هر انکه او دور .. چو دل به سینه نزدیک .. / به من هر انکه نزدیک... ازاو جدا جدا من ..!!)
pn: حال همه ی ما خوب است.......................اما... تو باور نکن....
It's true, we're all a little insane+