از تحقیر متنفرم . از ادمایی که فقط دنبال مسخره کردن هم هستن . متنفرم از حسا و فکرایی که فقط خودمم که میتونم درکشون کنم . کاش زودتر بهمن شه و برم بندر پیش شریفی . حرف زیاد دارم . اما.. نمیدونم چرا چیزی یادم نمیاد . دلم می خواد بشینم گریه کنم . حس یه نوجون و دارم که تازه به بلوغ رسیده و مدام بیتابه . . ! هه. موزیک گوش میدم .. اول یه شاهین . بعد رضا بعد یه دفعه هایده و تا تموم میشه تکنو متال !! و حالا کلاسیک .. و دوباره از اول رپ و مامان بم میگه تو دیوونه ای ! من خستم از این که کارم شده کردن ملت و هیچکس اونقدی که من واسش مایه میذارم واسم مایه نمیذاره . هه .. خستم از اینکه حس می کنم با گذشت زمان جا اینکه بزرگ تر شم برگشتم به گذشته . حس می کنم عقلمو ا دست دادم . دوباره بچه شدم و ... هی... نمیدونم هیچیو . میخوایم همو ببینیم اما .. ! امیدوارم همه چی به زودی بشه اونی که میخوام . پول می خوام . زیادددد. با همه غما نمیگم هرگز که خوشبخت نیسم .. چون هسم . شبو با ارامش تو خونت سرتو میذاری زمینو می خوابی . سالمی. مادر داری . یکی و داری که پشتت باشه . میتونی کمه کم نرمال زندگی کنی و همین ... یعنی خوشبختی ! امروز و.سل ریدم. پسره ی ک.و.نی بم میگه مطمئنی تمرین کردی؟ اخه جوووجه بی برو درسای مدرستو پاس کن . تورو چه به این گه خوریا ! نمیدونم ا کجا شد که من اینقد اعتماد به نفسمو ا دست دادم . نمیدونم کی بود.. ن.خ.ب.گ؟ یا غ؟ یا چی؟؟ ا کی شد که من دلم واس خودم تنگ شد؟؟ حس برگشتن به بچگی دویاره و این بحثا شایدم اونقدر بد نی . ک.یرم به زندگی . حیف که نرم !!! هه ...
pn: حسم مثه تنهایی بعد شلوغیه !! نه قصه بلدی نه اهل قصه ای !!! پر حرفی ولی میگی بزنم که چی؟؟ تا صدای برندت باشه جای بلند تر !!
pn: خدایا کمکم کن همه چی بشه همونجوری که میخوام ... کمکم کن بتونم ... کمکم کن !!
pn: و همچنان این نیز بگذرد !!! 
pn: بنی آدم اعضای یکدیگرند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!! ریدی !!! هه
pn: آرامش . پول . این که همه چیو 100% میخوای . ایمکه مشکا قرینگی بهم زدی و اینکه حالت ا همچی بهم میخوره . و اینکه فقز موقع غمات گورت. گم می کنی میای اینجاااااا فااااک بهتتتتت ازت متنفرم ... از این من ... خدا کمکم کن !! 
- چی شد یهو؟؟
+ نمی دونم .. موزیک با صدا بلند ... من چمه؟
- همه چی درست میشه .
+ همه چی درست میشه ...
- باس واس چیزی که میخوای تلاش کنی . نمیشه بشینی و فقط بگی کاش بشه!
+ تلاش میکنم...
pn: خالی نشدم اینبار چون... حرفامو فراموش میکنم فقط یه سنگینی رو قلبو روحم حس میکنم !!
pn: در عجبم که در لجنم !! . چرا روح من دستو پا زده اینقد تو لجن جسم ؟؟! یعنی باور کنم که دنیا قشنگه تو قفس چشم؟