163
از پله ها پایین میومدم و به سختی خودمو نگه داشته بودم که بغضم نشکنه . اون لحظه اصلا به غرورم و این که ادعا میکنم با گریه مخالفم فکر نمیکردم . فقط چشمای شکر.ن رو جلوم میدیدم و صداشو با بند بند وجودم تو گوشم و قلبم مرور می کردم . این بغض از چی بود؟! غمام ، یا خوشحالیم ؟! باورم نمیشد . باورم نمیشه. خودش بود که اون حرفارو زد . فقط یه قدم تا به دست اوردنش فاصله دارم . !!شاید اون جوری که باید نه . اما یه حضور !!! همین واسه من کافیه . چون نسبت به تو همه چیز کلا فرق میکنه .!!اون تو بودی که گفتی ، هر لحظه ، هرجا ، هرموقع که خواستی من به عنوان یه شنونده هستم . هه هه هه . بهم درمورد چند ماه پیش گفتی . اینکه منتظر بودی من واست حرف بزنم . اما نمیخواستی مجبورم کنی . هه ! من واقعا باورم نمیشه که چی بینمون پیش اومد . من . تو . چند دقیقه ی طولانی . تنها وسط کلاس . ! ازت ممنونم . من آرزو میکردم که این حرفارو بم بگی . نه . حتی فکرشم نمیکردم !! ه ن و ز م باور نمی ک ن م !!!
بگذریم . اونقد منگ شدم که نمیتونم بیشتر از این چیزی بگم . !! ب*ب* : باید اعتراف کنم که خودمو بابت رفتاری که بات کردم نمیبخشم . این که مثه یه آشغال گذاشتمت کنار ! بخاطره یه بیماری !! هه هه . بیماری نه عزیزم . اسمش جنون ادواریه !!! یادت که نرفته ؟!!
وقتی ز میزنی و از هر حرفیت ، یه راه میسازی واسه بیان تنهاییت . . ، حالم خیلی بد میشه . من مال توام هستم . من خیلی بی رحمم . !! نه خودمو نمیبخشم که اینجوری ازت رد شدم !!!
درمورد ی و یه آدم جدید و حس عجیبم اشتباه نکردم . همش راست بود . اما نمیخوام بش فکر کنم . اون حق داشت و واسم دیگه اهمیت نداره . منم کم کثافت کاری نکردم . !!
و اما m*d و eمت ! داغوووووووووووون . گه زدم نا فرم ! اما هنوز فرصت دارم !!
ب قول تو هیچ وقت تسلیم نشو . ( - هیچوقت) !!
pn:مرسی از همه کامنتا . باور کنید فراموشتون نکردم . اما نتم سرعت نداره . زود برمیگردم و میام پیش همتون . فعــ ــ لاـــ .
It's true, we're all a little insane+