174

+ اگر واقعیت ، با نظریات هماهنگی ندارد ، واقعیت ها را تغییر بده ! ( آلبرت انیشتین )

روانـ پریشـ : دو روز پیشت بودم . خوب بود . خوش گذشت .

امشب همه چیزو (تقریبا) ، به 2:}5+ گفتی . همین چند مین پیش ! اونم با کلی استرس و نمیتونم ، نمیتونم کردن . هه هه . به نظر باش مشکلی نداره . امیدوارم واقعا همینطور باشه عزیزم !

اون روز #+h}+ زنگ زد . یعنی من بش زنگ زدم . سر قضیه +5+ . ازم پرسید رابطه ی 3+* و h+5/g ، قبلا چه طور بوده ؟ هه . جالب بود . میگفت فکر میکنه h بی میل نیست . :دی ! یه داستانایی تعریف کرد . یه لحظه به گذشته شک کردم . به اینکه h منو پیچونده باشه !! اما خب یه مشت فکر اونم راجع به گذشته ای که الان اصلا مهم نیست ، نمیتونه مهم باشه و تاثیرگذار . مهم اینه که اون آدما واسه من مردن + h هم از نظر من یه احمق تمامه ! و اینکه یکی مثه #+h}+ داره سرش کلاه میذاره ! اونم یه کلاه گشاد و اونم همراه من !! هه . از این زندگی مسخره خندم میگیره . گاهیم ازش میترسم . هممون داریم همدیگرو دور میزنیم . جدا چرنده .

به هر حال من دیگه اسمی از گذشته نمیارم . مخصوصا از یه سری ادماش . و اینکه بابت آپ قبلیم متاسفم . فوق العاده گُه بود ! یه جورایی حالمو بهم میزنه . اما خب من هیچوقت آپامو پاک نمیکنم .

اصلا حال و حوصله ندارم . موهام دوباره از فرم خارج شده . نمیخوامم دوباره از ته بزنمش . فعلا ولش کردم . اما رو اعصابه . هیچ کاریش نمیشه کرد .

فردا باید پاشم درس بخونم . فـاکـ ! فرض کن که من صب(ح) زود از جام پاشم . :دی

pn : بعضی وقتا کل چیزایی که به آدم آرامش میده ، وجود خارجیشو از دست میده و حال خوبمو به فاک میده .

pn : نباید به نخبگان فکر کنم و گند بزنم به اعصاب خودم . اصلا مهم نیست . اصـلاــ (به این فکر میکنم که همه چی در این مورد ok هست ) ! همه چیـ !                                                         فعـلاـــ

173

+ تا خـوابتو میبینمـ میگمـ شاید وقتشـ رسیدهـ / بی خوابی میشینهـ توی چـشمامـ ، مُهلت نمیدهـ ، نــه ! / دوباره نیستی تو شعرامـ ، حـرفی واسه ی گفـتن ندارمـ . / دوباره نیستی و بغضـ گلومو میگیرهـ ، بـاز کمـ میارمـ / حالا که امید بودنـِ تو در کـنارمـ ، دارهـ میمیره ! ، منم و گریه ی مُمــتدِ نصفِ شـبو ، دوباره دلمـ میگیرهـ . / حالا کهـ نیستی و بغـض گلومو میگیرهـ ، چه جوری بشـکنمشـ ، / بیـا و ببینـ دقیـقـه هایی که نیستی ، اونقـدِ دلگــیرهـ ، کـه داره از غصهـ میمیرهـــ !

عـــذابمــ میده اینـ جای خـــالی .    زجرمــ میدهـ این خاطراتو . . .

+ من  از آن روزی که   در بندِ توام ،  آزادمـ ـ

روان پریش : نمیدونم چرا اینقد این آهنگا بم حال میده . از دست خودم کلافم . زود از آدما خسته میشم و طاقتم ته میکشه . حالا که بهترینارو دارم،حوصله ندارم . انواع و اقسام حسارو تجربه کردم . با انواع و اقسام آدما . اما قلبم به اون حسی که واسه اولین بار فکر کرد عشقه ، همچنان پایبنده . درحالی که خوب میدونه عشق نبود . یه تصور از عشق بود . همین چهار ماهِ پیش تازه فهمید که عشق واقعی چه مزه ای داره . اما ..، همچنان پایندی دل ساده ی من . بحث دلتنگی نیست ، علاقه نیست ، نداشتن تو نیست ! بحث قلبیه که آدمارو پس میزنه . حتی تورو هم نمیخواد . چون توام دیگه اون آدمی که میشناختت نیستی . اون آدم دیگه هرگز وجود نداره و اگرم داشت من وجود نداشتم . حتی خاطراتم یادم نمیاد . حتی اینکه باهم چه جوری بودیم. هیچی یادم نمیاد از تو . حتی بهت فکرم نمیکنم . اما این قلب کوفتیم .. ! آخه تو چه مرگینه لعنتی !!

قلبم ، به حرفام گوش کن . آدمایی که الان دارمو دوسشون دارمو دوسم دارنو پس نزن . از ادما خسته نشو . به خدا داری اشتباه میکنی . هیچی وجود نداره واسه ی گشتن . بذار با این آدما بمونم . ازت خواهش میکنم . هیچی وجود نداره و من همچنان با این آهنگا توو وجودم زلزله میشه ! فاک بابا . 

pn: واسم مهم نیست راجبم چی فکر میکنی . ( مخاطبم همه هستن )

172

+من یک جور زندگی میخواستم ، تو یک جور!

                                       نتونستیم کیک مشترکی داشته باشیم  . . .

خودمان را خوردیم .! ( راجـر مـگـافـ )+

روانـ پریشـ : این روزا خیلی میخوابم . مال اینه که شبا تا صبح بیدارم . بدنم عادت کرده .

دیشب واسه خودم یه خط رمزی دیگه ساختم . همه قسمتاییم که با اون خط قبلی نوشته بودم ، عوض کردم . گرچه شکم کم شده نسبت به این که تو داری نوشته هامو میخونی . اما در هر حال ، تو اون خطو بلد بودی . منم هیچوقت دلم نمیخواد حرفای دلمو بفهمی . میدونی ، فکر نمیکردم یه روز اینجا هم آدما پیدام کنن . هه .

دیروز رفتم F.B ! دختره که سر جلسه کنکور بم گیر داده بود req. داده . هه . عجب کنه ایه . چقد دروغ بش گفتم . هه . اصلا نسبت بهش حس خوبی ندارم.

(*) گفت میخواد بیاد کلاس 6/w/ . خیلی جالبه . تو ! کلاس ! :دی گفتی تا شنبه خبرم میکنی . منم بهت گفتم مگه میخوای بله ی خواستگاری بم بگی که این همه وقت میخوای ! شاید بت برخورد عزیزم . اما وقتی ماله این حرفا نیستی ، ول کن . فکر نمیکنم مامانت قبول کنه .

هه . مامانت ! دارم فکر میکنم من اول از هرچی ty k+fg y5 py2+w !! اما بعدش که دیدم همچین چیزی غg/}ه w:wk5g ، رفتم ty 5+xg U ! حس میکنم خودتم میفهمی اینو . به هر حال ، خیلی 2y3t 2+}+w عزیز دلم . :* واسم مهمی .

همین چند مین پیش اولین شلیل امسالمو گاز زدم . هه . خوشمزه بود . اما خب چیزای خوشمزه کم نیست !!

(*) الان با م و ف ، بیرونی . از یه لحاظ واقعا خوشحالم که داری به قول خودت تعادل برقرار میکنی . اما از یه لحاظ دیگه ، اصلا حال نمیکنم باش . اما مطمئن باش بروز نمیدم . خوبه که خوبی !

دیشب همین که شروع کردم خط جاهایی که رمزی بودو عوض کنم ، یه عالمه نوشته راجع به تو دیدم (۳+*) ! بهت واسه چند لحظه ی طولانی فکر کردم . هه . اما فقط همون چند لحظه ! بعدی نداره . نباید داشته باشه ! خیلی گنده فکر کردن بهت .

pn : چشمای آسمونیتو ، توی آسمون دیدم . مهربونیتو توی لبخندِ نازت فهمیدم . / لحن شیرینـِ سلامـِ تو ، یه حس ساده بود . لحظه هام برای عاشق شدنم آماده بود . / نفرت از رسیدنـِ به مقصد و ندیدنت ، حسـِ از خاطره پاک نکردنـِ خندیدنت ، همه و همش خلاصه شد برای یک سفر . توو یه پرواز که میگفتش منو با خودت ببر !

pn : معتادِ قهوه شدم . مثل خیلی چیزای دیگه !     pn: مواظب خودتون باشین .     

171

روزا میگذره . واسم جالبه که وبم یه تعدادی خواننده ی خاص داره . کسایی که منتظر آپ کردنم هستن . اینو دوست دارم ! چون برعکس گذشته واسه موندن آدما کنارم هیچ تلاشی نمیکنم .

امروز کنکور آزاد دادم . مراقبه یه دختر طرفای بیست اینا بود . زوم کرده بود روم و مدام میومد بالا سرم . هه . بماند که بعدش چی شد و حال داد . اما فقط به یه نتیجه رسیدم ! ، اینکه دیوونه خیلی زیاد شده . خیلی ! هه . تنها تفاوت توو نوع دیوونگیه . دیگه دیوونه ها شاخ و دم ندارن . وسط آدمای عادی میچرخن . البته اگه چیزی از آدمای عادی باقی مونده باشه !! من که هنوزم روان پریشم . یه روان پریش که حالا دیگه بر خلاف گذشته حالش خوبه .!

فکر کنم دیشب بود که بم گفتی میخوام راجع به یه موضوع مهم بات بحرفم . گفتی b+{/+  ن.زاده به 2:{5+ گفته میدونستی آ lg3p/+5 هست ؟ (*) دختر ساده ایه . بهش بگو مراقب باشه . میخوای بزنگم به مامانش بگم ؟ :دی ! اونم ریده روش . گفتی ترسیدی . حدس میزنم کار ی باشه . حسود بدبخت ! فقط با این کاراش باعث میشه حالم ازش بیشتر بهم بخوره . همینو بس . بزدل. داشتم فکر میکردم چه شانسی اوردم که از شر اون 98x€g*9 لعنتی راحت شدم . بهت گفتم بهترِ به رو خودمون نیاریم و سکوت کنیم . اینجوری اونا هم بیشتر حالشون گرفته میشه . میدونی ؟ شاید اگه هنوز ادم گذشته بودم ، پدر همشونو باهم درمیاوردم و همشونو باهم میفرستادم سینه قبرستون . اما من الان توو آرامشم . اونقدا هم این مسئله رو جدی نمیبینم که بخوام خودمو قاطی کنم . همیشه پشت سر من حرف بوده . واسه همین از اونجا زدم بیرون . من اینم . آدما میتونن منو بپذیرن یا رد کنن . هیچ اجباری توو کار نیست . منم خیلی از آدما رو رد میکنم . پس منطقیه . اما اینجا واقعا جا داره که بگم با همه وجودم از فرهنگ ایران و مردم عقب موندش متنفرم . یه تنفر بدون انگیزه . شایدم با یکم اسانسِ خنده . من با همه وجودم به این دسته از آدما میخندم . امیدوارم که همه یه روزی بفهمن فرهنگ داشتن توو همه چیز خیلی خوبه ! هه هه !!

نگران کلاسامم . دیشبم باهات (€) ، بحث کردم . بات بد حرف زدم . گفتم نیاز به پول دلرم . بفهم . گفتی نداری . روو پول مهریه حساب کن . منم گفتم خونه اجاره داره . رهن داره . شعور داشته باش . نمیدونستی چه جوابی باید بدی . اما تو دقیقا با یکم بلند حرف زدن وظایفت یادت میاد . م(ان) امروز گفت نگران نباش . وام میگیریم . جورش میکنیم . خیالت راحت . اما من از تو نمیگذرم . توام باید بم پول بدی . باید ! در عین حال بابت بد حرف زدن دیشبم ازت معذرت میخوام عزیزم .

دلم یه عالمه پول میخواد . یه عالمه . خرج از آب و گل درومدن من به اندازه پول خورده خیلیاست . اما مهم نیست . چون همیشه :

  koli kare 0 feshar daeme 0 salha lazem !

ولی میرسم بش . آره ه ه !! :)

pn : میدونم خیلیاتون از این فُنت خوشتون نمیاد . اما متاسفانه باید بگم من خوشم میاد .!

pn : مواظب خودتون باشین . امیدوارم زندگی هممون هر روز به بهترین چیزی که میتونه باشه نزدیک و نزدیک تر شه . فعلا بکس .

نکــتـهـ : حدس میزنم یکی که نباید نوشته هامو بخونه اینورا پیداش میشه . یه آشنا ! بهتره هرچی زودتر دست از سر نوشته هام برداری لعنتی . چون خوب میدونی وقتی میزنه به سرم ، هیچ کاری از دستت بر نمیاد کوچولو .

170

ســـلاممممم . بعد از این همه مدت دوری ! چقدر دلم واسه اینجا تنگ شده بود . شبای زیادی به یاد اینجا رو کاغذ نوشتم و آرزو کردم کاش میشد اینجا بنویسم . :)

زندگیم خیلی تغییر کرده . فکر نمیکنم اونقدی از اینجا دور شده باشم که بخوام تغییر خیلی واضحی کرده باشم . اما خودم اینو حس میکنم . مدت زیادیه که میخندم . خوبم . و خیلی کم پیش میاد که دپرس شم . شاید قسمت زیادیش بخاطر وجود * باشه . اما الان که فکر میکنم میبینم همش همین نبوده . فکر میکنم خودمو پیدا کردم . دیگه آدم گذشته نیستم . زندگیو دوست دارم . اما هنوزم همه مسائل گذشتمو دارم . همشو . اما راهمو پیدا کردم . الان دیگه به اندازه ی گذشته گنگ نیستم . میدونم چی میخوام و دنبال چی میگردم . این واسم خیلی عالیه .

امتحانارو دادم . تموم شد . فکر میکنم تقریبا یه یک هفته ای شده باشه . خیلی خوب نبود . اما مهم نیست . حداقل در حدی مهم نیست که بخوام فکرمو زیاد روش بذارم . هیچکس نمیدونه چقد دلم واسه اینجا تنگ شده ! نشستم نوشته های سال هشتادو نهمو خوندم . هه . چقد بچگونست . قطعا دو سال دیگه هم به الان میخندم . امیدوارم هرچی زودتر لپتاپ و نتم جور شه و دوباره بیست و چهار ساعته بیام اینجا .

همچی تو رابطمون خوبه * . اما چند روزی میشه که جفتمون نگرانیم . از این همه باهم بودن . میترسیم از هم خسته شیم ! هه . واقعا نگرانشم . دنبال یه راه حل درستم . اما نه من ، نه تو چیزی به مخمون نمیرسه . کاش همچی خودش درست شه . هرچه رودتر !

شکر.ن ! اونقد بی حس و ساده از کنارمون گذشتی که باورم نمیشد همون آدم سابقی . شاید تورو هم مثه خیلی از آدمایی که میشناسم ، دیگه نبینم ! کاش اینجوری نمیرفتی ! خاطره های خوبیو که دو سال با من و بقیه داشتی هیچوقت فراموش نمیکنم . تو قهرمان منی ! هه هه هه :دی

€ ، یه عالمه از عکسامونو چسبوندم به درو دیوار اتاقم . نمیدونی چقد دوست دارم این عکسارو خودتم دوباره ببینی . قدیما خوشگل تر بودی ! هه ! فکر کنم پنچ شنبه همدیگرو ببینیم . البته اگه آلمان فوتبال نداشته باشه که فکر میکنم داره و میخوام ببینم .

* ، باورت میشه که تا این حد پیش رفتیم ؟! :دی زیاد بهم میگی که باورت نمیشه . نمیدونم همچی چقدر ادامه پیدا کنه . میگفتی میمونی ایران . کفم برید . همچنان هم تو کف به سر میبرم ! هه هه . بیخیل فعلا .

خیلی چیزا هست واسه گفتن . اما اهمیت نداره . خسته شدم . خیلی فک زدم . گرچه هیچکس اینجا از حرفای من سر در نمیاره . :دی  مهم خودمم . اهم .

واسه همه بکس آرزو موفقیت میکنم . به یاد همتون هستم . مرسیم از همه اونایی که تو این مدت یادم بودین . یه سر به همتون میزنم حتما . :) فعلا بابای .