188
این خونه رو دوست دارم . حالا هم که اتاقمو چیدم حس بهتری پیدا کردم . اما کلا هنوز کار داره .
این چند روز تعطیلی رو فقط دارم استراحت میکنم . نمیدونم چرا تا الان خوابم نبرده .
مثه این احمقا نشستم خاطرات خاک خورده ی اینجا رو خوندم . یادم به آدما افتاد .
هنوز واسه خیلیا قابل قبول نیستم اما مهم نیست . من دنبال خریدن توجه دیگران نیستم .
بذار تو خریت خودشون بمونن . اهمیت نداره .
هرچند که میدونی اونقدی اهمیت داره که داری اینجا مینویسیش ! هه . دیگه جلو خودمم تظاهر؟!
چیزایی که از گذشته خوندم غمگین بود . حس میکنم الان مثه اون موقع ها نیستم . الان خوبه حالم .
آهنگ وبو دوست دارم .
دلم آدمای مهربون میخواد آدمای زیادی که منو دوست داشته باشن . ! هرچند دوستای خوب داشتن اهمیتش تو کیفیتشونه نه کمیتشون . اما ترجیح میدم هم کمیت خوبی داشته باشن هم کیفیت !
و البته . . خانوادرو گذاشتن واسه قطع رابطه . !! هه !
It's true, we're all a little insane+