چرا روح ماباید اسیر این تن باشد ؟!تنی که لیاقت این روح را ندارد .تنی که علت اکثر اشتباهات است .تنی که باعث قضاوت ما می شود .

اگر این تن وجود نداشت خیلی از روابط به اشتباه با عشق مقایسه نمیشد .اگر این تن نبود ما را از روی ظاهر و جنسیتمان برداشت نمی کردند .

آدمها در خیابان ها راه می روند و نگاه هم می کنند :واای . چه خوشکله . وااای . چه زشته . اونو . . کجه . راسه . فلجه .!!

اینها حرف هایی هست که ما آدم ها خیلی زود در یک نگاه با آنها روح بیچاره ی آدم ها را توبیخ می کنیم .

چه بسا که همان زشت ترین ظاهر ، زیباترین روح را داشته باشد . و بالعکس .

اگر این تن نبود شاید همه چیز جور دیگری بود .!اما . . .ما مجبوریم این تن را دوست داشته باشیم . تا آن هم متقابلا ما را دوست داشته باشد .

 این قانون بودن است .چرا که اگر این تن نبود ما ارزش این روح سخاوتمند و پر پیچ و خم را هرگز نمی فهمیدیم . حداقل من.