154
احساس خوب توو این چند روز زیاد داشتم . چون گه گاهی مخم تکون می خوره و یه جور دیگه به دنیام نگا می کنم . این چند روزم از اون گه گاها بود و . . . فعلا هست ! و نمیدونم تا کی ممکنه ادامه پیدا کنه .
دیروز سپ-ه ، برگشت . که وسایلاشو از اون جا بیاره . اما من هنوزم عاشق تنهاییم . ! البته نه به اندازه ی گذشته . زندگی آدما هیچ وقت شبیه روز قبلش نیست . تا بوده همین بوده .
وقتی خوووب فکر می کنم ، میبینم دلیل فکر کرددنم به تو فقط و فقط ، حسادته ! نه هیچ چیز دیگه ای ! من خوب میدونم که عشقو همه جوره توو وجودم کشتم .
امروز زیاد بات حرف زدم € ! توو راست میگی . واسه رسیدن به همه آزادیام و همه آرزوهام ، فقط دو سال دیگه باید صبر کنم . من خیلی خوش بینم . خیلی ! توام این خوش بینی رو توو وجودم دو برابر می کنی و نمیدونم چرا .
انتظارم از آدما زیر خط فقره ! خوبه . مدت ها بود منتظر همچین چیزی بودم .
امشب یه لحظه فکرم رفت سمته یه موضوع . . . اینکه یه روز مه-ا ، بم ز بزنه و بگه : خبر داری : ی و 3+* ، باهمن !!!هه ! فکرشم دیوونم می کنه . دیوونه تر از همیشه ! نمیدونم اون لحظه چه حالی دارم . اما میدونم که واسم مهم نیست . اما برام خیــلی تکون دهندست . خیلی . خیلی . خیلی ! هه هه هه .
حال حرف زدن ، بیشتر از این ندارم . حتی با اینکه عاشق اینجام ، حوصله اینجا رو هم ندارم . کامنتارو سر فرصت ج میدم .
pn: تو میری و دوباره من ، از بی قراری میگذرم . از شب من رد میشی و از خواب گریه میپرم ! نه تو به من دل میسپری ، نه من شبیه تو میشم . چیزی نمونده از منو دستای مثل آتیشم !!! هـــــــــــــــــــه ! fuck
(من خودمو پیدا میکنم . . .)

It's true, we're all a little insane+