خب . . . واقعا نمیدونم چی بگم !! بگم خوبم. . .یا بد! خوشحالم یا ناراحت؟؟ . .. نه واقعا نمیدونم

سر قضیه ی خودم که اعصابم خیلی بهم ریختست!!و تو. . . فکر کنم امروز دیگه همه چیز واقعا تموم شد.خیلی وقت بود می خواستم کاری کنم ازم متنفر شی . .. گفتی هر کاری کنم ٬ نمی شی !! منم گفتم حالا ببین . . . و حالا .  . شاید شده باشی . . !! نمی دونم

این کارو کردم تا اینقد غصه نخوری ٬ اشک نریزی. . .گاهی وقتا آدما باید به خاطر طرفشون ٬ به خاطر عشقشون . .  از خودشون و دوست داشتنشون بگذرن.  .. تا عشقشون اذیت نشه!!. . !!                    تا امروز صبح همه دلیل تنها گذاشتنت همین بود. . . اما . . .. !!!!!!!! بهت گفته بودم از اینکه دست کسی رو بگیری بدم میاد. . .تو خوب میفهمی دارم چی می گم!!ولی . . . امروز دست ش رو گرفتی و راه رفتی. . . درست برعکس خواسته ی من!!! نمی دونم اسمه این کارتو بذارم امد. . .یا. . . حواس پرتی!!هه هه (حواس پرتی.. . .چه خنده دار). . !!!اومدی پیشم. .

خواستی درستش کنی. . ولی بدترش کردی:  وقتی اون دستمو می گیره بگم نگیر ؟؟

این از صدجور حرف و فحشی واسم بدتر بود. . خیلی بدتر!!!! فکر کنم فهمیدی چه گندی زدی ٬ نه؟

الان حالم بده یا خوب؟؟

دلم واسه مامان بزرگ تنگ شده!! (خیلی. . .)

شاید مردن بهترین راه واسه گذشتن از سختیا. . . حداقل واسه یه مدت باشه!!من که مرگ و با همه وجودم دوست دارم! . . .( می خوابی بدون لالایی و قصه. . ! بی درد و غصه! دیگه خورشید چهرتو نمی شناسه!! . . . دیگه بیدار نمی شی با نگرانی. . یا با تردید که بری یا که بمونی. . . .)

نه.. . .دارم به جواب میرسم!!! : من جدا حالم بده!!!!!

فردا امتحان ریاضی دارم!! نمیتونم درس بخونم. .  . فکرم مشغوله!!!!!