3
صدا ٬ دوربین ٬ حرکت. . . چیک . .چیک. .چیک!!چیک!
داره بارون میاد!! . . داره مثه سیل از آسمون بارون میاد و می ریزه رو صورت شیشه ی اتاق خوابم. بوی تن خیس هوا پر شده تووی وجودم. . .. دوست دارم از این بوو اشباع شم!! پس پشت سر هم نفس میکشم! ( خود ساخـــــــته ) . .
تنفس خودساخته یعنی این که سرعت و شدت ورود هوا رو با توجه به حس و حالم زیاد کنم . . . واژه ی " زیاد " درجه بندی داره !! : خیلی خیلی زیاد ٬ خیلی زیاد . . . ٬ کمی زیاد!!
دوربین از روی شیشه بر می گرده! . . و زووم میکنه رو سرم!!. . پیشونیم و موهام توو کادر هستن . . . حالا بیشتر زووم میشه! . . . فکرای ریز و درشت که دارن بدون اعتنا به هم توی ذهنم ویراژ میدن . .!!توی کادر قرار نمی گیرن ! مدام از تیررس دوربین فرار میکنن!. . .. کاریشم نمیشه کرد. .تا بود همین بوده!!
اونقدرا هم که میگن علم پیشرفت نکرده ه ه ه. .
.. هنوز نمی تونن یه دوربین بسازن که همه فکرای ذهنم رو پوشش بده!!!!
دستام رو توو هوا تکون میدم. .دوربین ناپدید میشه! اما. . .
هنوز داره بارون میاد و. . .
من دلم عجیب برای خورشید تنگ شده!!!
( پرستو عوض زاده ـ مجله موفقیت )
It's true, we're all a little insane+