جادو .. . وجود داره؟ این که همه چیزو بکنی همون جوری که میخوای . اینکه همرو بکنی اونجوری که میخوای . اینکه گاهی خودتو عوض کنی . این که حرفایی که زدیو پس بگیری یا حرفایی که شنیدیو تغییر بدی !! هه . کاش وجود داشته باشه ! کاش میشد همه چیو مثه یه فیلم کارگردانی کرد ! شاید اینجوری دیگه هیچ چیزی جالب نبود . نه .. اونقدا هم خوب نیست جادو !! هه . 

دوست دارم آهنگ اینجارو !! دوست دارم میام اینجا و گذشته هارو میخونم . دوست دارم وقتی میام اینجا یادم میاد چندتا دوست خوب اینجا پیدا کردم . و... دوست دارم که میام اینجا و میبینم هیچکس نی ! 

حالم زیاد خوب نیس . حرفای گندی بهم زدی و .. حالا دیگه امکان نداره برگردم بت . اشتباه کردی . من از خیلیا تونستم بکنم . از هرکی که بخوام . و .. حالا از تو میگذرم !! وقتی یه جایی تو زندگیت همه چی بی اهمیت میشه . وقتی حس میکنی همش درحال اشتباه بودی ... اونجاس که میگی هرچیزی ارزش ریسک داره . اونجایی که میدونیم میبیننمون و باز دستامونو به سمت هم دراز میکنیم ... !! ما ریسک میکنیم . این ریسکای کوچیک الانمون میگه ریسکای بزرگ ترو هم میکنیم ! شاید الان نه . اما.. زیاد دور نی !

حس خواب دارم . یه سرگیجه ی مسخره که منو نمیتونه بترسونه ... ! با یه عالمه امت تخ می ! 

اون لحظه ای که حس میکنم خورد شدم ... میدونم راه فرار ندارم . اون لحظه ای که خورد میشم ... دنبال رسیدن به پایانم !! 2ماه دیگه . پایان استرس . پایان من . پایان تو . پایان ما !! پایان یه اشتباه دیگه .

وقتی به خودم فکر میکنم و فحشایی که ب تو دادم . . . یادم میافته به اینکه من سر تو یا قبلیا یا نفر اول اینجوری نشدم . من اینجوری بودم !! کسی منو واسه کنارکشیدن نساخت . من ساخته شده بودم . از وقتی که متولد شدم !! من از این لحظه ها بیزارم .. از اینکه مینویسم و نمیدونم این حرفا داره از کجا میاد از اینکه برا نوشتنش فک نمیکنم . از اینکه به دکمه های لعنتی دارم نگا میکنم و از کتک زدنشون لذت میبرم از درد کشیدنشون . از صدایی که میدن !!! 

دو روز دیگه تولمه و من چقدر دوست دارم که اونروز روز خوبی نباشه ! هه . نمیخوام مثه بقیه باشم . دیگه دنبال بودن کنار بقیه و هم رنگ شدن باهاشون نیستم . بذار همین بمونم . بذار همین قد که دورم دور بمونم . بذار همه ببینن من شبیهشون نیستم . بذار بعد از این همه سال هنوزم از این اسم روان پریش لذت ببرم ... بذار از گریه متنفر نباشم . بذار زار بزنم ! مثه دیروز ! بذار همرو آزار بدم !... میخوام خودم بمونم !... دیگه هیچ من دیگه ای نمیخوام . عاشقتم روان پریش . عاشقتم . میخوام با تو بمونم ! با همین من ! 

نفس میکشم . از عمق وجودم .! صدای قلبمو میشنوم و... حس میکنم زندم . اما نه اینجا . تو یه دنیای دیگه . دنیایی که مال منه . دنیایی که جای منه !! دنیایی که اینوریا توش نیستن ! دنیایی که توش عشق و نفرت وجود ندارن ! فقط منم ... من !!

این حسو درک میکنم . حس اینجا نبودنو . حس اینکه چشام اینجا بازه اما به روی همه ی چیزایی که اینجاس بستس ! حس خالی بودن . حس اشک ... حس بودنم . حس میکنم ... نمیدونم !!! ...

نفس بکش . نفس بکش . نفس بکش ...

حالا که اینجا با خودم تنها شدم خوب میتونم باور کنم دیگه واسه خودم فیلم بازی نمیکنم ! حس میکنم ... عوض شدم . رویاهام . فکرام . احساسم . خواسته هام ... عوض شدن . وقتی دستتو نمیذاری رو بک اسپیس .. نشون میده باید باور کنم همه ی حرفامو ... تمامشو !

باید باور کنم این بودنم حتی اگه هیچکس نبینتش ! من میبینمش ! من منم ! من اینجام . من ... 

تازه برگشتم به اتاقم . .. هه ! قلبم میزنه ! نه برای خودم . نه برای تو . نه برای هیچ چیز . قلبم میزنه واسه من ! واسه منی که پذیرفتمش . واسه بودن !...

من خوبم . من خوبم . من خوبم . آرومم . میگذره این روزا ازم ! باز پر میزنم ! بازم میپرم . من منم . روان پریش ! 

اینجا مال منه ! حرفای منه ! من بلند میشم . من میتونم ! نمیذارم جلومو بگیرید !