نسبتـ به همچی شُلـ شدمـ . تلاشـ نمیکنمـ حتی ! انگار همچی یادمـ رفتهـ .بی خی !

نمیدونمـ تو دوبارهـ دیوونهـ شدی یا نهـ . فقط میدونمـ کهـ بیشتر از اینـ جونی واسهـ تحملـِ بودنت ندارمـ . حوصلهـ ای برای تعریفـِ اتفاقای افتادهـ همـ ندارمـ . امشبمـ پیچوندمتـ . دیشبـ بخاطر حرفات اونقد حالم بد شد و بهمـ ریختمـ که خودممـ از صداهایی که از دهنمـ بیرونـ میومد ترسیدهـ بودمـ ! ههـ . دیگه نمیخوامـ ببینمتـ . گوشیمـ از دستتـ دایورتـِ ! ( طبق معمول میگمــ ، توهمـ نزنین و بحثـِ لاو نی ! )

بگذریمـ . حس میکنمـ انگیزهـ ندارمـ ! از روزای تعطیلیمـ کهـ تو خونهـ تنهامـ متنفرمـ .

تازگیا حرفاممـ نمیانـ بیرونـ ! ههـ ههـ . اما در کنار همهـ اینا باید بکمـ خوبمـ ! خوبهـ خوووب !

چند شب پیش ساعت ۴ ، از پایین صدای جیغ و داد میومد . از خواب پریدم . خیلی فکر کردم بزنگم ۱۱۰ . اما نزدم . فرداش فهمیدمـ دختر همسایمون مرده ! یه سوال تهش واسمـ موند . کشتنش یا خودش خودشو کشتـ !

pn: خیلیا میگن فونتم بده! جواب : مرسی بابت انتقاد :) ، اما فعلا از اینـ فونت خوشمـ میاد !