176
+ آنـقدر فـریاد هایمـ را سکوتـ کردهـ امـ ، کهـ اگر بهـ چشمانمـ بنگرید کـر میشویـد ! +
روانـ پریشـ : گاهی وقـتا به اتفاقایـِ زندگیمـ زیاد فکر میکنمـ . به اینکهـ این آرامشی که الانـ دارم ، یـا این وسایلـِ دورمو ، به اینـ راحتیا به دستـ نیاوردمـ . وقتی کوچیکتر بودمو همه باهم بودیمـ ، هیچوقت نمیفهمیدمـ پول چقدر میتونه با ارزش باشهـ . درست مثه خیلی از آدمای دورم که هنوزمـ اینو نمیفهمنـ . چون زحمتی که سرپرستـِ خانواده واسه به دست آوردنـِ اون پول کشیدرو ندیدنـ . لمسـ نکردنـ . و منـ بدون اینکه ذره ای از این دونسته ی خودمـ ناراحتـ باشم ، به این آدما نگا میکنمـ و فقط لبخند میزنمـ .
مـ(انـ) بهمـ گفت بدونـِ اینکهـ از گفتنـِ حقایق بترسی ، همهـ چیزو خودتـ به کسی که برات ارزش دارهـ و مهمهـ ، بگو . حالا راجع به هر چیزی کهـ هستـ . به این فکر نکنـ که وقتی بهش میگی ، ممکنه ازت ناراحت شهـ . به این فکر کنـ که پیشـِ خودش میگه ، به من حقیقتو گفتهـ . مخصوصا بعد از همه این ماجرا ها ! و مخصوصا که طرفت آدمـِ منطقیه . + من قولـ دادمـ دیگه هرگز بهت دروغ نگمـ . و نمیگمـ . -( امروز عصرم راجع به کلاسـ ، کاملـ بهت گفتمـ )-
حالـا که دیگهـ واسه شیمی آدمـ نمیخوایمـ ، یه عالمهـ آدمـ ریختنـ سرمونـ . اونمـ همهـ خالهـ زنکایـِ دورمـ . ههـ . کلی خندیدیمـ بهشون . + حالا دنبالهـ شاگرد واسه یه درس دیگه هستیمـ . هه . کلا باحالهـ . جدا خوشحالم که رشته هامون فرق میکنهـ .
حسـ میکنمـ این روزا زندگی کردنو بر خلاف گذشته ، واقعا دوست دارمـ . چون خیلی از مسائلی که قبلا واسمـ مهمـ بود یا بهشون اهمیت زیادی میدادمـ ، الان اصلا واسمـ مهمـ نیست . بعضی چیزا اصلا نیازی به بزرگ کردنـ ندارنـ . میشه راحتـ باهاشونـ کنار اومد یا کلا حلشون کرد . دقیقا مثهـ اون زمانی که آدمـ تشخیص میده اون آدمی که وایساده جلوت و میخواد باهات بحث کنهـ ، اصلا قابلـِ بحث نیست . اون یه دنیاست و یه طرز فکر . توامـ یه دنیا و یه طرز فکرـِ کاملـا جدا ! ( مثلِ شفتالو - به قول h+5/g ) ، ههــ هه .
به خیلی چیزایـِ دیگه هم گه گاهی فکر میکنمـ . یادم میاد قبلنا خیلی واسم مهمـ بود که یه عالمه آدمـ دورمـ باشنـ و به خودم بنازمـ که هر روز صبح که از خواب پامیشم شصتـ ، هفتاد تا میسـ کالـ دارمو خیلی بیشتر از اون sms ! اما بعدها به این نتیجه رسیدمـ که اون همه میس و آدم به چه دردی میخورنـ اون زمانـ که نیاز دارم با یکی حرف بزنم و خالی شمـ ، درحالی که نمیتونم به حتی یه دونشونم اعتماد کنم یا بتونم رو یه نفرشون واقعا حساب کنمـ . همین شد که دوستامو غربالـ کردمـ . و الان به خودمـ با همهـ وجودمـ افتخار میکنـمـ که اگه یه تعدادـِ محدودی دوستـ دارمـ ، اما واقا میتونمـ بشونـ بگمـ دوستـ ، و واقعا میتونم روشونـ حسابـ کنمـ . :)
pn : تو میـبخشـی همهـ دیروزـِ مــنو / تو میـدونـی حالـِ هر روزـِ منــو !!فـعلــــا
It's true, we're all a little insane+