حالم خوب نیست . شاید مثه همیشه شایدم بعد از مدت ها . دیشب کنسرت خیلی بم چسبید . اما همش واسه یه ساعت منو از دنیای ذهنم دور کرد . فقط یه ساعت . دلم بدجوری گرفته . هرچی جلوتر میرم و سنم بیشتر میشه بیشتر میترسم . بیشتر داغون میشم . یعنی من میتونم به زندگیم ادامه بدم؟شاید دوباره باید برم پیش یه روان شناس . هه !! یه روان شناس احمق که حالم از حرفاش بهم میخوره و فقط کس شعر تحویلم میده . اما بم درکنار همه شروورایی که میگه یه حس آرامش میده . شاید چون درونمو به زبون میارم . واسه یه غریبه که شاید هیچ اهمیتی بم نده و هروقت بخوام میتونم نبینمش !! دلم میخواد مثه بچه ها زار بزنم . از اینکه آدمای لعنتی دورم مدانم  ازم میپرسن چته متنفرررم . همشون میدونن که من خودم نیستم . من بودنمو گم کردم و بازم عین گااااو بهم نگا میکنن و میپرسن چیه ؟ چرا خوب نیستی؟ تو که تا دو مین پیش میخندیدی!!! هه . فاااااااااااک . متنفرم از همتون ! خدایا کمکم کن . کمکم کن . از این ناپدید بودن خستم . نمیکشم. آرامش میخوام . نفس میخوام . نفسسسس . تو میفهمی چی میگم ؟! لعنتیااااا من سالهاس که خوب نیستم نه از دو مین پیشش !!! اخی . دلم واسه خودم میسوزه . دلم واسه خودم میسوزه اون موقع هایی که کوچیک بودمو توو خونه راه میرفتم و خودمو یکی دیگه تصور میکردم . فاک . فاک . لعنتی . فااااک . حالم خرابببببببه ! هیچ کس نمیفهمه چی میکشم . دیگه توان ندارم . کاش منم مشکلات شماهارو داشتم . لعنتیااااا من فقط میخوام باشمممم . میخوام خودم باشم . میخوام وقتی تو آیینه خودمو میبینم یه دروغ نبینم . یه عروسک خیالی نبینم . اه ! بسه . خدایا به دادم برس . کمکم کن . کمکم کن . با همه وجودم ازت میخوام راهو بم نشون بدی . التماست میکنم . تمنا میکنم .