165
نمیدونم خوبم یا بد . مثه همیشه درگیر درگیرم ! فردا امت دارم . مثه سری قبل اومدم پیشت تا باهم بخونیم . همه چیزو تقریبا یک هفته پیش بهت گفتم . از بس که بهم اصرار کردی . خیلی زود ترسیدی . هه . ترسیدنتم واسم خیلی قشنگه . اینکه پر از سوالی . اینکه نمیتونی بیان کنی . اینکه بهم زل میزنی و با چشات منو دیوونه میکنی !! منو !!! هه هه هه .. ! بخاطرت همرو کنار میذارم . کنار گذاشتم ! .. تو فقط بگو آره ! . هرچند که دلم نمیخواد تورو بکشونم خاکی !! تو حتی نمیدونی بووی خاک چه جوریه ! . هه . حالا میفهمم ی چه حسی به من داره و تفاوت این حسی که دارم با احساسم به ساq چیه !! بگذریم ...
این زنیکه ی جنده باز پاشده اومده اینجا ! شانس اورد با دیوار یکیش نکردم !! هه . اونوفقت تو ، مامان ساده ی من ، ز زدی میگی چرا بش احترام نمیذاری ؟!! هه . حالا هم نشستی داری باش بحث میکنی که چی بود و چی شد و چرا؟؟!! هه هه هه هه هه ! من تا آخر عمرمم شده با همچین بی شرفایی نمیشینم ! حتی اگه از یه گوشت و پوست و خوووون باشیم !! آره عزیزم ! باید بابت تک تک لحظه هایی که داغونم کرد تاوان پس بده ! اسمش کینه نیست ! ارزش قائل شدن واسه خودمه !! واسه همه لحظه هایی که نمیخواستم و از دست دادم . واسه این که باعث و بانی دیوونگی دوباره ی € بود !!! حالا خودش یا توله هاش یا اون شوهر جاکشش ! حتی ارزش این که به حرفا و توجیحاش گوش بدمم نداره !! احساسو بذارید کنار . باید با حقایق روو به روو شد !!
pn: گفتی پشیمونی . منم همین طور . اما زمان هم چیو عوض میکنه . حالا که حسمو میدونی حس بهتری دارم . ! ! ! امشب خیلی خودمو کنترل کردم که کاریت نکنم .. . ! . هه D:<
pn: قالب جدیدو دوست دارم ! اما نه به اندازه ی تو ! یا خودم ! !!!! !!!
It's true, we're all a little insane+