بازمـــ  حــرفــامــ  تا خِر خِرمــ  بالا اومدهـــ و

من هنوز زور می زنمــ واسه  بیرون ریختنشــونـ . !

این فنت لعنتی همــ که  گَند زده به اعصاب منـــ ! نمیتونم باش هیچ کاری کنمــ . فقط باید تحملشـ کنمــ . هه ! همین . ! آشغال لجـــــن .احتمالا تا یه مدت دیگه ، مجبور میشم برم توو کافی نت زندگی کنم .

بی خیالـ .  با همه اتفاقای اخیر . . بیشتر از فکرام مطمئن شدمــ . !

اینکه تو فقط به عنوان یه وسیله دوباره به زندگی من برگشتی و حالا که وظیفتو انجام دادی . . . ، دوباره پرت شدی توو سطل آشغالمــ . هه .!!

بیچاره تو و خیلیای دیگهـ  .!   . فراموشش کنــ !! این حرفا خیلی واسم مسخرس .

داشتم آهنگ  " فال "  ، بابک جهان بخشُ  به یاد اون روزا گوش میدادمــ . هه !! به یاد دوران جاهلیتم!

خوشحالم که دیگه هیچ کدومتونُ نمیبینمــ ! اما . . . ! ..    .  

حالا که بش فکر میکنم ، میبینم واسم سخته که دیگه هرگز نبینمت (3+*)  . ! اما . ، واسم بهتره . و البته واسه (ی) !!

این واقعا واسم جمله ی بزرگیه  :  بزرگترین افسوس ادمی ان است که می خواهد ، اما نمیتواند ، و به یاد می آورد زمانی را که میتوانست ، اما نخواست !!

اما من هنوزم اگه میتونستم .. ، غرورم بم اجازه ی خواستن و نمیداد ! 

من خواستنُ درمورد خیلی چیزا ، توو خودم کُشتمـــ !!     چه حیف . هه .

pn : کاش زودتر برسمــــــ .  به همه اهداف ذهنه خستمــــ .