132
من هنوز زور می زنمــ واسه بیرون ریختنشــونـ . !
این فنت لعنتی همــ که گَند زده به اعصاب منـــ ! نمیتونم باش هیچ کاری کنمــ . فقط باید تحملشـ کنمــ . هه ! همین . ! آشغال لجـــــن .احتمالا تا یه مدت دیگه ، مجبور میشم برم توو کافی نت زندگی کنم .
بی خیالـ . با همه اتفاقای اخیر . . بیشتر از فکرام مطمئن شدمــ . !
اینکه تو فقط به عنوان یه وسیله دوباره به زندگی من برگشتی و حالا که وظیفتو انجام دادی . . . ، دوباره پرت شدی توو سطل آشغالمــ . هه .!!
بیچاره تو و خیلیای دیگهـ .! . فراموشش کنــ !! این حرفا خیلی واسم مسخرس .
داشتم آهنگ " فال " ، بابک جهان بخشُ به یاد اون روزا گوش میدادمــ . هه !! به یاد دوران جاهلیتم!
خوشحالم که دیگه هیچ کدومتونُ نمیبینمــ ! اما . . . ! .. .
حالا که بش فکر میکنم ، میبینم واسم سخته که دیگه هرگز نبینمت (3+*) . ! اما . ، واسم بهتره . و البته واسه (ی) !!
این واقعا واسم جمله ی بزرگیه : بزرگترین افسوس ادمی ان است که می خواهد ، اما نمیتواند ، و به یاد می آورد زمانی را که میتوانست ، اما نخواست !!
اما من هنوزم اگه میتونستم .. ، غرورم بم اجازه ی خواستن و نمیداد !
من خواستنُ درمورد خیلی چیزا ، توو خودم کُشتمـــ !! چه حیف . هه .
pn : کاش زودتر برسمــــــ . به همه اهداف ذهنه خستمــــ .
It's true, we're all a little insane+