121
هــر روز یه حســ و یه حالــ جدید !! .
واسه شهریور استرس دارمــ . باید بخونمــ . ! وقتی از کتاب زردا امت دارم ، واسه چی باید نارنجیارو بخونمـ . !! خاک توو سرت! من اونقدا هم که فکر میکنی خوب نیستمــ . دلت خوشهـ . ههـ !!
فردا میام بت میگمـ ببینم حرفت چیهــ ! مسخرهـ .
میخوام گوشیمو عوض کنمـ . همینــ ِ که هستـ !! پول خودمه ، میخرمــ . دلم میخواد !! آرهـ.
نمیدونم چرا دیگه مثه قبل پر از حرفای نگفته نیستمـ . نمیدونم چرا و نمیدونم بده یا خوبـ !! انگار یه گم کرده دارم! هه . . . حرفایی که نمیدونم چرا و چه جوری ، ناپدید شدن!!
دیگه تمایلی به سیگار ندارمــ . احساس میکنم خیلی وقته که چیزای گذشته راضیم نمیکنه! شاید واقعا عوض شدمــ !! . . آره خبـ . معلومه! یه مدتی هست که پوشه ی پرونده ی یه قسمتایی از زندگیم بسته شده و همه چی تازه شده!
نمیدونمــ !! هیســـــــــــــــــــ ...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۰۴ ساعت 0:50 توسط /RavanParish/
It's true, we're all a little insane+