اینـ خط لعنتیـ درست بشو نیستـ

گُهـ بزننـ !! آشغالـ

خوب بودمـ . اما بهم ریختیدمـ !

دوباره یادم به سه ٬ چهار سال پیش افتاد . . .

زمانی که ٬ همه عقده ها و کینه ها و حسادتا تو وجودم شکل گرفت.

زمانی که با خودم عهد کردم هیچوقت چشمامو با اشکای بی ارزش خیسـ نکنم.

زمانی که غرورُ به احساس و محبت ترجیح دادمـ .

زمانی که تصمیم گرفتم اسم تو و هیچ :{/*g6 توو کتاباو ذهن و وجودم نیارم . ! تصمیم به فراموشی احساس و . . همه چیز !!

تو باعثش بودی. اما . . ٬ من ٬ من آدم فراموش کاریم !

حالا بعد این سالا . . ٬ دوباره همه چیز یادم رفت . من باز فکرمو ٬ چشمامو ٬ گوشامو . ٬ رو تو زوم کردم و. . . دارم همه چیو خراب میکنم.

عقدمو رو آدما خالی کردم ! رو ی بیچاره ! رو اطرافیان . .!!

دیگه هیچوقت نتونستم +6* شm ! و تو ٬ تو بانیش بودیـ .

چرا همه چیو فراموش کردم. چرا تو اینجوری میکنی. . .!نباید جلو چشمام باشی. نهــ

من به خودم قول دادم دیگه از تو ننویسمـ !!!

من خیلی بی شعور و بی فکرم . من نهـ . . .! ٬ احساس بچگونم!احساسی که این همه سال خاموش بود ! خواب بود!!حالا چی شده که باز بیدار شده!! چی شدی . . .حس حسادت و علاقه ٬ باهم نمیسازنـ . به خدا نمیسازن عزیزمـ.

یکی منو بگیرهـ.

. . . از همتون ناراحتم . حتی از خودمـ .

ـ هیســ !! باید آروم باشی! دیگه تموم کن این حماقت چندین و چند سالرو!

. گرسنمهــ .   غذا!!!