113
از بس شبا تا صبح بیدارم و درس میخونم دیگه توو حال خودم نیستم !
یه وب زدم . (جدید) . . .! واسه پیدا کردن خودیا!!
چه قد تعداد زیادهـ . اما من به خودم افتخار میکنمــــ . افتخارر.
به م(ه۳ا) دیروز تکست دادم . جالب بود. دیشبم همون یکی ٬ دو ساعتی که خوابیدم باهام بود .
درمورد 3+* یه حسایی این وسط مونده . وسط وجودم و من نمیدونم حسادته یا عشق و سوختن . ههـ
ی . تو و من تهشیم . از اینجا میرم چون دیگه نمیخوام اینجا هویت اصلیمو بروز بدم . ایرانیا فرهنگ ندارن . تو یه سری ذهنیتا گیرن و من دیگه واسم مهم نیست! فقط میخوام توو جمع باشم . همین
من میـــــــــرسمـــــــــــــــــ
!! به زودی!
+ برنامه ی تهرانم افتاد واسه شهریور! تا اون موقع مطمئنم به همش رسیدم.یه همشــــــــــ.
فکر میکنم ستی یه حسی بم داره . هه . . . من و اون ؟ . از جکم خنده دار تره ! خدارو چه دیدی! شاید منم یه روز شدم اونی که همه فک میکنن و نشون میدم !! آره
دیگه زیاد ظاهر این دیوونه خونه و آدما و فکرا و حرفاش واسم مهم نیست. بره به درک . مهم اینه که یه جاس که من تووش زر بزنم و زر بزنم و زر بزنم و و. . .
درمورد کامنت هم فعلا حال مال و وقت ج دادنشو ندارم
میخوام رها شمــــ . رهاااااااااااا
حرفام زیاده و بلد نیستم جمع و جورشون کنم . . .
من حتی نمیدونم الان دارم به چی فک میکنم .
It's true, we're all a little insane+