همه چیز یه جورایی خوبه و یه جورایی خراب

از بس شبا تا صبح بیدارم و درس میخونم دیگه توو حال خودم نیستم !

یه وب زدم . (جدید) . . .! واسه پیدا کردن خودیا!!

چه قد تعداد زیادهـ . اما من به خودم افتخار میکنمــــ . افتخارر.

به م(ه۳ا) دیروز تکست دادم . جالب بود. دیشبم همون یکی ٬ دو ساعتی که خوابیدم باهام بود .

درمورد 3+* یه حسایی این وسط مونده . وسط وجودم و من نمیدونم حسادته یا عشق و سوختن . ههـ

ی . تو و من تهشیم . از اینجا میرم چون دیگه نمیخوام اینجا هویت اصلیمو بروز بدم . ایرانیا فرهنگ ندارن . تو یه سری ذهنیتا گیرن و من دیگه واسم مهم نیست! فقط میخوام توو جمع باشم . همین

من میـــــــــرسمـــــــــــــــــ

!! به زودی!

+ برنامه ی تهرانم افتاد واسه شهریور! تا اون موقع مطمئنم به همش رسیدم.یه همشــــــــــ.

فکر میکنم ستی یه حسی بم داره . هه . . . من و اون ؟ . از جکم خنده دار تره ! خدارو چه دیدی! شاید منم یه روز شدم اونی که همه فک میکنن و نشون میدم !! آره

دیگه زیاد ظاهر این دیوونه خونه و آدما و فکرا و حرفاش واسم مهم نیست. بره به درک . مهم اینه که یه جاس که من تووش زر بزنم و زر بزنم و زر بزنم و و.  . .

درمورد کامنت هم فعلا حال مال و وقت ج دادنشو ندارم

میخوام رها شمــــ . رهاااااااااااا

حرفام زیاده و بلد نیستم جمع و جورشون کنم  . . .

من حتی نمیدونم الان دارم به چی فک میکنم .